صحبت از پژمردن زن نیست..
سخن از رخصت یک نازک احساس ظریف است 
که در عطر خیال مردان 
همه تن جاریست..
و چرا اینگونه
رد تردید به دلها مانده
گره ای کور به هم تابیده
و خیالی با خیالی در جنگ...
راز آسودگی ما تا اوج خیال،
اندکی بالاتر
تا همان وسعت اندیشه و درک من و تو 
تا تفاهم جاریست..
باید این راز تفاوت، قدر آن را دانست..
به گمان تو چرا فاصله ها بین من و تو جاریست؟..
و چرا خالی نیست
گاهِ آسودگی بین دو گام؟
بگذاریم که فطرت بکند کار خودش
جلوی آب روان را با تب گرم هیاهوی خیال،
سد نکنیم...